ابراهيم اصلاح عربانى
275
كتاب گيلان ( فارسى )
شيعه قوت گرفت و شيعيان به خصوص در هرات و خراسان بر اثر استبداد بعضى از سلاطين سنى آل كرت مورد آزار و اذيت شدند ، آزارديدگان به سمت اين فرقه رو كردند و قائدين فرقه كه حمايت از مظلومين را دستور عمدهء مسلك خويش قرار داده بودند به هواخواهى ايشان يا به عبارت اخرى بر خلاف اهل تسنن قيام نمودند و به تدريج قيام آن فرقه عنوان برانداختن گروندگان به مذهب اهل سنت را پيدا كرد . » « 26 » رواج تصوف در گيلان بيش از هرچيز مربوط به سابقه طولانى علاقه مردم اين سرزمين به شيعه و نيز توافق و هماهنگى بين صفات و روحيات آنان با خلق وخو و ملكات درويشى از جنبههاى جوانمردى و فداكارى و گذشت است . شايد داستانهاى گوناگون و اعجابآور دلاوريهاى حضرت على و نيز ستمها و بىعدالتيهائى كه بر اولاد و احفاد او تحميل شده بيش از عمق فلسفه عرفان در گرايش مردم گيلان به تصوف و توجه به خانقاهها تأثير داشته است . در طول تاريخ همواره افكار و عقايدى كه آميخته با اسرار و رموز بوده و نيز مكتبها و فرقههائى كه به نوعى با دلاورى و فداكارى و ايثار رابطه داشته نظر مردم گيلان را به خود جلب كرده است . مشبهه گفتيم كه از قرن چهارم تا قرن نهم فرق مختلف اسلامى پيروانى در گيلان پيدا كردند و حتى در اين قرون و پس از آن نيز كموبيش تنى چند از متفكران گيلانى در برخى از فرق به مقام رهبرى و پيشوائى دست يافتند . بعضى از منابع و مآخذ در قرن هشتم به وجود طايفهء مشبهه در گيلان اشاره كردهاند از آن جمله در كتاب « نخبة الدهر فى عجائب البرّ و البحر » تأليف علامه شمس الدين محمد بن ابى طالب انصارى دمشقى آمده است : « به روزگار ما طايفهاى مشبهه در آنجا ( گيلان ) زندگى مىكنند كه مىپندارند صفات در نشانهها و آيات خداوند است و سخن آنان در اينباره اين است كه صفات الهى همه به صورت حسّى و ظاهرشان در صورت و اندام و حركت و صفتهاى انسانى قرار دارند و پيدا مىشوند و نيز مىپندارند كه اينچنين خدائى را كه در چهره و صفات آدمى تجسم مىيابد به چشم مىبينند . اين جماعت نسبت به خداى معبود خويش چه نادانند و چه بسيار ذهنهاى آنان از حق به دور است . » « 27 » مؤلف « نخبة الدهر » به سال 727 هجرى قمرى وفات يافته است بنابراين وجود فرقه مشبهه و رواج عقايد اين فرقه در گيلان در نيمهء اول قرن هشتم مسلم به نظر مىرسد . بايد دانست كه فرقه مشبهه در شمار نخستين فرق اسلامى است كه به قرار مسلم در اوائل قرن دوم هجرى وجود داشته است . زيرا يكى از افرادى كه توسط معتزله متهم به تشبيه شده ابو جعفر محمد بن نعمان مؤمن الطاق از اولين متكلمان شيعه است . وى در اوائل قرن دوم مىزيست . مؤلف « تاريخ شيعه و فرقههاى اسلام تا قرن 4 » مىنويسد : « جماعتى از متكلمان در آغاز از مشبهه بودند و از قائلان تشبيه خداوند به آدمى به شمار مىرفتند . بعدها بر اثر نهى ائمه و آميزش با معتزله از اين عقيده بازگشتند . » « 28 » مؤلف « تبصره العوام » اصل تشبيه را از احمد بن حنبل و يحيى بن معين و چند تن ديگر مىداند . از آنجا كه احمد بن حنبل در نيمهء دوم قرن دوم و نيمهء اول قرن سوم مىزيست بدينجهت وجود عقائد تشبيهى در قرن دوم مسلم است . براساس برخى از منابع و مآخذ مربوط به قرن چهارم هجرى از جمله « احسن التقاسيم فى معرفه الاقاليم » در نواحى ديلم يعنى بخشهاى وسيعى از شمال ايران مراكز و خانقاههاى كرّاميان وجود داشته است . مقدسى در « احسن التقاسيم » مىنويسد : « كراميان در گرگان و بيار و كوههاى طبرستان خانقاهها دارند و همچنين در نواحى ديلم . . . كراميان زاهد و پرهيزگار و پيرو ابو حنيفهاند و هركس كه پيرو ابو حنيفه يا مالك يا شافعى يا پيشوايان اهل حديث باشد از بدعت به دور است به شرط آنكه در آن تند نروند و در دوستى معاويه زيادهروى نكنند و خدا را به مخلوق تشبيه نكنند و صفات مخلوق به دو نسبت ندهند . » « 29 » شباهتهاى زيادى بين مشبهان و كراميان وجود دارد به طورىكه كراميان را از جمله مشبهه و مجسمه دانستهاند . در همين زمينه برخى از منابع نوشتهاند : « پيروان اهل سنت كراميه را از جهت بعضى عقايد و مخصوصا اعتقاد به جسم بودن خدا و شبيه بودن او به مخلوقات تكفير كردهاند و ايشان را به همينجهت از جمله مجسمه و مشبهه دانستهاند . » كراميه در باب خداوند معتقدند كه او جسم است و بر عرش نشسته است و متناهى است . بعضى از شعب كراميه گفتهاند كه خداوند از آنجهت كه با عرش تماس دارد متناهى است و از ساير جهات نامتناهى است . محمد بن كرام پيشواى كراميه خداوند را جوهر دانسته است ولى پيروان او از اطلاق لفظ جوهر به خداوند پرهيز كردهاند . در مورد امامت نيز كراميان عقيدهاى شبيه عقيده اهل سنت دارند كه در عين حال اختلافهائى بين نظرات آنان وجود دارد . آنها مىگويند كه امامت بايد با اجماع امت باشد نه با نص ولى معتقدند كه در يك زمان واحد در دو نقطه دو امام واقعى مىتوانند وجود داشته باشند . بدين ترتيب خواستهاند هم امامت حضرت على را بر حق بدانند و هم امامت معاويه را . مشبهه نيز مانند كراميه معتقد به جسم بودن خدا و شبيه بودن او به مخلوق هستند و به نظر مىرسد كه فرقهء مشبهه گيلان كه مؤلف « نخبة الدهر » در قرن هشتم به آن اشاره مىكند با كراميهء بلاد ديلم كه مقدسى در قرن چهارم از آن سخن مىگويد بىارتباط نباشد . ابو منصور عبد القاهر بغدادى مؤلف « الفرق بين الفرق » مىنويسد : « مشبهه بر دو دستهاند : دستهاى كه ذات خداى آفريدگار را به ذاتى جز او مانند كنند ، و
--> ( 26 ) . تاريخ مغول ، عباس اقبال آشتيانى ، انتشارات اميركبير ، چاپ سوم ، تهران 1347 ، صفحه 466 و 467 . ( 27 ) . نخبة الدهر فى عجائب البر و البحر ، شمس الدين محمد بن ابى طالب انصارى ، ترجمه حميد طبيبيان ، بنياد فرهنگستانهاى ايران ، تهران 1357 ، صفحهء 383 . ( 28 ) . تاريخ شيعه . . . ، دكتر محمد جواد مشكور ، انتشارات اشراقى ، چاپ چهارم ، تهران 1368 ، صفحهء 71 . ( 29 ) . احسن التقاسيم . . . ، ابو عبد الله محمد بن احمد مقدسى ، ترجمهء دكتر علينقى منزوى ، شركت مؤلفان و مترجمان ، تهران 1361 ، جلد 2 ، صفحهء 528 .